رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن
به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن
بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق
تقصیر چشمای تو بود ، وگرنه ما کجا و عشق ؟
سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت
بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت
تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس
تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس
عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم
وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن
به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن
هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم
یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم
همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم
قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم

نوشته شده توسط ღ ღ نیلوفر و مهدیღ ღ در پنجشنبه 30 آبان1387 ساعت 6:37 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

سلام به همه ی کسایی که به وبلاگ ما اومدن.ما یعنی:نیلوفر و مهدی 23 تیر سال 87 باهم از طریق چت اشنا شدیم و این خودش داستانی طولانی داره که قبلا تعریفیدیم.بعد این که ما از هم خیلی دوریم.نیلوفر متولد 19 فروردین 73 .مهدی متولد 13 شهریور 69 هستش.این وبلاگ رو مهدی واسه نیلوفر ساخته بود ولی حالا هردو واسه همدیگه مینویسیم.
ღ ღ ღ ღ
این بود خلاصه ای از شرح حال ما.
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY