سلام دوستای عزیز
خوبین؟؟خوشین؟؟
بــــــــــــــــادرســــــــــا چـــــــــــیــــــــــکــــــــــار مــــــــــی کـــــــنــــــیـــــــن؟؟؟؟
ما از دوشنبه اولین امتحانمون شروع میشه!!
زیادم ناراحت نیستم.
مهدی هم خوبه خوشه رفته سفر زود میره خونشون .الانم دلم براش تنگ شده (حتما
اونم دلش تنگ شده و نمیتونه اس ام اس بده یا بزنگه) 
یه عالمه حرف داشتم که بزنما ولی همش یادم رفت.
توروخدا واسمون دعا
امتحانامون رو عالی بشیم...
وای چقدر این اسمایلی ها شبیهه منن؟؟!!!
(به
نظر خودم)هرچی به مهدی میگم عزیزم بیا یه بار تو آپ بزار ..نمیزاره که همش میگه خودت ایندفه بنویس منم بعد از کلی انکار میا می نویسم
وواای ی شما جک های یوزارسیفی رو شنیدین؟؟خیلی باحالن
یکیشو میگم:از یوزارسیف میپرسن آسنات خوشگلتره یا زلیخا؟؟؟؟ میگه:سوسانو
دیروز بود یا پریروز اینقدر بارون اومده بود اینجا که من شدم موش ابکشیده
ولی امروز اینقدر هوا گرم بود که نتونستیم مثل آدم تو حیاط مدرسه ورزش کنیم
*راستی*تازگیا مهدی من خیلی از دستم ناراحت میشه،نمی دونم چرا؟؟؟خیلی نسبت به
حرف هام حساس شده
.هروقت از دستش ناراحت میشم و یه حرفی میزنم بهم
میگه تو چرا به من تیکه میندازی ؟؟!!
.به خدا نمیدونم چجوری باید باهاش رفتار کنم تا بهم نگه تیکه می ندازی.
من خودم یه اخلاق خاصی دارم که بیشتر وقت ها حرف
هایی که مربوط به اون زمان نیست رو نمیزنم(ولی بگما بعضی وقتها اشتباه میکنم،یا حسه گفتنش نیست)
بعد بهش میگم کدوم حرفه منه که تورو ناراحت میکنه؟؟میگه هیچی
بایدم منو درک کنه که من هنوز اون قدر تجربه ی کافی ندارم که بتونم همه چیزو رعایت کنم.
از اون طرف هم مهدی همش میگه :همه چیز سره
من شکسته میشه..ولی نه بخدا من فقط حرفهای دلم رو میزنم
فقط امیدوارم این حرفاررو به دل نگیره.
از اینا گذشته،عزیزکم خیلی کار میکنه و به
گفته ی خودش کلاسهاش رو میره امتحانش کم کم شروع میشه.قربونش برم خیلی خسته میشه.
خب دیگه حرفام تموم شد(به قوله دبیره ریاضی مون:من دیگه حرفی واسه گفتن ندارم.آخه
امروز که روزه آخر بود حرفاش که تموم شد اینو گفت)
خدانگهدار
نوشته شده توسط ღ ღ نیلوفر و مهدیღ ღ در چهارشنبه 23 اردیبهشت1388 ساعت 3:5 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

سلام به همه ی کسایی که به وبلاگ ما اومدن.ما یعنی:نیلوفر و مهدی 23 تیر سال 87 باهم از طریق چت اشنا شدیم و این خودش داستانی طولانی داره که قبلا تعریفیدیم.بعد این که ما از هم خیلی دوریم.نیلوفر متولد 19 فروردین 73 .مهدی متولد 13 شهریور 69 هستش.این وبلاگ رو مهدی واسه نیلوفر ساخته بود ولی حالا هردو واسه همدیگه مینویسیم.
ღ ღ ღ ღ
این بود خلاصه ای از شرح حال ما.
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY