سلام مهدی عزیزم
چطوری؟؟؟![]()
الان نزدیک به دو یا سه روزه از هم بی خبریم.دلم برات تنگ شده
.از اول شهریور تا الان همش حواسم به روزه تولدت بود.
.چند وقت پیش گفته بودی 15 میای اینجا باخودم فکر کردم که لااقل امسال بتونم کادوی تولدت رو بهت بدم
و واسه اولین بار ببینمت واینکه از دستم ناراحت نباشی
که برات پست نکردم ولی امسالم نشد....حالا شاید خدا اینطور خواسته.![]()
بریم سراغه.....تبریک تولده کسی که تو گوشه ای از زندگی و گوشه از قلبم باعث خوشحالیم میشد:
امروز یعنی ۱۳ شهریور تولده مهدی جونم...
تولدت مبارک عزیزم 
۱۹ سالگیت مبارک
امیدوارم که ۱۰۰۰۰۰۰۰۰ سال با خوشبختی و سلامتی زندگی کنی. من اولین بارمه که تبریک تولد میگم و خوب بلد نیستم
و خیلی ازت ممنون که روزه تولده من تبریکه خیلی خوشگلی برام ![]()
نوشتی....ولی من بجاش شکلک گذاشتم و یه چیز دیگه بگم که من با کیبرد نمیتونم احساساتم رو بیان کنم
اگه بد شد شرمنده.

خب مهدی تو کسی بودی که واقعا بهم آرامش میدادی و من با شنیدن صدات دلم گرم میشد.همیشه وقتی دلم برات تنگ میشد و یه ساعتی بود که اگر بهت اس ام اس میدادم مطمئن بودم خوابی و جواب نمیدی(اخرش ساعت 10 بود)منم اون موقع ارزو میکردم که زود روز بشه و بتونم بهت اس ام اس بدم.
مهدی من واقعا عاشقه مردونگی و اخلاقت بودم
و صداتم خیلی دوس داشتم بازم بگم که مایه ی آرامشم بود.این یه سالی که باهم دوست بودیم،من معنی عشق و دوستی و دلتنگی رو حس کردم ...حتی معنی ناراحتی های بین دونفر رو،دیگه نمیدونم چی بگم فقط امیدوارم مثله قبلنا که هروق آپ میکردم باعثه ناراحتیت نشده باشم.ببخشید اگه چیزی کمی بود.
راستی کیک داشت یادم میرفت:
حالا کیکت رو فوت کن..

نوشته شده توسط ღ ღ نیلوفر و مهدیღ ღ در پنجشنبه 12 شهریور1388 ساعت 9:57 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

سلام به همه ی کسایی که به وبلاگ ما اومدن.ما یعنی:نیلوفر و مهدی 23 تیر سال 87 باهم از طریق چت اشنا شدیم و این خودش داستانی طولانی داره که قبلا تعریفیدیم.بعد این که ما از هم خیلی دوریم.نیلوفر متولد 19 فروردین 73 .مهدی متولد 13 شهریور 69 هستش.این وبلاگ رو مهدی واسه نیلوفر ساخته بود ولی حالا هردو واسه همدیگه مینویسیم.
ღ ღ ღ ღ
این بود خلاصه ای از شرح حال ما.
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY